تبليغاتX
******************** .:: بروبکس ::.
بروبکس
پنجشنبه سوم اسفند 1385 15:11

گل نبود شبنم نبود!

روزهاي پرنده در محنت مي گذشت و شبهايش در غربت! مرگ به سان ديوي هولناك بر گريبان همة پنجره هاي شهر پنجه افكنده بود و حلقوم نور را مي فشرد. ساقه سبزي اگر مي روئيد با بي رحم ترين داس پائيزي درو مي شد و بغض تلخ غنچه در آئينة كدر فصلها مي شكفت.

گل نبود، شبنم نبود، باران نبود وآسمان را حصار كشيده بودند و پيشاني اش را به غبار فراموشي آلوده بودند. آن سالهاي سخت و طاقت فرسا، غمگين ترين و بي رنگ و روترين سالهاي عمر پرنده بود. سالهايي كه دفتر خاطرة پروازش سوخت و بالهاي شكستة پرنده ماند و قصه ها و غصه هاي دور و دراز  آرزوهاي آبي او....

 

بهار پشت در بود....

بهار پشت در باغ بود.قراولان خزان ، با اسب وزين و يراقي كه بيگانگان به آنها داده بودند. چشم ميچرخاندند  تا اگر ردپايي از شكفتن ديدند سركوبش كنند. غافل از اينكه تمام غنچه ها در فكر شكوفايي بودند و انديشه بكر شكوفايي در رگ رگ انتظارشات موج ميزد. آنها آماده بهاري شدن بودند.آماده گل دادن و در انتظار دستهاي مهربان بهار مي سوختند دستهايي كه نوازشگر بودند و پيام آور محبت و عشق. دستهايي كه دستهاي مهربان امام « ره » بود.

حرف و حديث عشق در همة قلبها خانه كرده داشت. در حالي كه آنها مي خواستند قنوت را محاكمه كنند و دعا را قتل عام. اما ما پيروزي را در جوانه گلي ديديم كه با تمام وجود شكفت.

نوشته شده توسط مهدی برناه | موضوع: | لينک ثابت |
Copyright © 2006 - Designer: FARSHAD AHMADI Site bus: مهدی برناه
************************* ***************************** ******** بروبکس -
<-PostContent->
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  <-PostDate->ساعت <-PostTime->  توسط <-PostAuthor-> 

 
* *****me="WMP1"> ******************************************* ******************************** __________________********************افراد آنلاين: نفر